|
|
|
|
||
|
▼
چرا همش دلم میخواد هیچی یادم نیاد...
baa tashakor az: www.behnevis.com
?reyrey | در ۱۳۸٩/۸/۱۸ | پیوند | پيام هاي ديگران() |
||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|
||
|
▼
فقط یه چیزی بنویسم که نوشتهی مزخرف لوس قبلیم هی اول صفحه نباشه.
.... یه چیزی.
... ?reyrey | در ۱۳۸٩/٥/۱۸ | پیوند | پيام هاي ديگران() |
||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|
||
|
▼
در اینکه آدم ترسویی هستم، خودم شکی ندارم. شاید از نظر بقیه خیلی شجاع بنظر بیام، شاید بخاطر اینه که چیزایی که همه میترسن من رو نمیترسونه ولی برعکس، چیزایی که برای بقیه عادیه موجب ترس منه. خیلی کارها کردم و همیشه میکنم که بنظرم عادیه یا اینکه حداقل یکبار تو زندگی باید انجام داد... یا از روی هیجان انجام میدم و بقیه میشن کما اینکه بسیار پیش اومده و کما اینکه کم از ترسهام اینجا ننوشتم.
همیشه از عاشق شدن میترسیدم، چون تجربهی جالبی نداشتم... یهنی سختی که کشیدم خیلی زیادتر از خوشیش بود و یک عمر هم خاطره رو دوشم بود و هست و میاد و میره... اولا از عاشق نشدن میترسیدم بعد از عاشق شدن الآن هم شاید از دیگه هرگز نشدن! اما چیزی که الآن از همهچیز بیشتر ازش میترسم اینه که کسی عاشقم بشه نمیدونم چرا! ولی فکر کنم چون آدم سردی شدم. چون همیشه خاطرات بدی دارم از کسایی که عاشقم شدن... هیچ وقت یک پایان خوش یا پایان بدون عذاب وجدان یا پایان عادی نبوده! همیشه هم بعدش شنیدم که مقصر بودم و غیره. حتا اگه کسی که عاشقم بوده بهم نگفته و یا اینکه اصلن نمیشناختمش و از این و اون شنیدم! خب اینم یه مدلشه که آدم اگه به چیزی نرسه به بدیهاش فکر کنه و یا بدی براش بسازه که راحتتر باشه. ولی کلن... شاید عدم اعتماد به خودمه... خودم که خودمو میشناسم... اما انقدر بهم گفتن هارد بریکر که شاید باورم شده! خودم میدونم که نیستم... ولی نمیدونم که دردم چیه! چرا حتا وقتی دوستپسرم بهم میگه: عاشقتم، عکسالعمل من غیر از هر چیزی فقط و فقط ترسه.
هممم... همین! همینقدر هم لوس و مسخره و بیمزه!
... ?reyrey | در ۱۳۸٩/٢/۱۳ | پیوند | پيام هاي ديگران() |
||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|
||
|
▼
اینکه چرا اول می آلمان پر از نئونازی و پلیس میشه برام عجیب نبود... اما خب بالاخره بعد از ٢۴ سال ویکیپدیا رو هم خوندم و یکم اطلاعاتم محکمتر شد... کلن امروز روز جهانی تحقیق و خواندن در مورد اول ماه مه بود... نه اینکه بعد از ٢۴ سال، بلکه دقیقتر و جامعتر از همیشه... حتا با اخبار خالهزنکی که کی مرده و چی شده و کی بدنیا اومده و ... حالا در هر صورت In Germany, May Day was a single-occurrence holiday in 1919 under the leftist revolutionary government, but it became a regular yearly holiday only in 1933, when it was introduced as "Holiday of National Labour" by the Nazi government. After the war, the "National" epithet was stripped and the day has been called simply "Day of Labour" ever since. Traditionally, the day has a political connotation in most regions since long before it became an official holiday. In communist East Germany, workers were de facto required to participate in large state-organized parades on this date. Today, Berlin witnesses yearly demonstrations on May Day, the largest organized by labour unions, political parties and others by the radical left and Autonomen. Since 1987, it has also become known for heavy riots in some districts of Berlin. After police action against the radical leftist block in that year's annual demonstrations, the Autonome scattered and sought cover at the ongoing annual street fair in Kreuzberg. (Three years prior to the reunification of Germany, violent protests would only take place in the former West Berlin.) The former protesters began tipping over police cars, violently resisting arrest, and began building barricades after the police withdrew due to the unforeseen resistance. Cars were set on fire, shops plundered and burned to the ground. The police eventually ended the riots the following night. These violent forms of protests by the radical left, later increasingly involved participants without political motivation. However, violence has been on the decline. Annual street fairs have proven an effective way to prevent riots, and May Day in 2005 and 2006 have been among the most peaceful known to Berlin in nearly 25 years. In recent years, neo-nazis and other groups on the far right like the NPD have also used the day to schedule public demonstrations, often leading to clashes with left-wing protesters, which turned especially violent in the historical city of Leipzig in 1998 and 2005. There were violent protests before 1987. In 1929, the social democratic SPD government prohibited the annual May Day workers' demonstrations in Berlin. The communist party KPD, which was the strongest party in Berlin, called demonstrations nonetheless. By the end of the day, 32 demonstrators, workers and bystanders had been killed by the police, at least 80 were seriously injured. The Berlin police, under control of the supposedly pro-labour social democratic government, had fired a total of 11,000 rounds of live ammunition. This incident, remembered in the German language as Blutmai ("blood May") deepened the split between the workers' parties KPD and SPD, that eventually gave an advantage to the NSDAP over their anti-fascist opponents in the parliament. ...?reyrey | در ۱۳۸٩/٢/۱٢ | پیوند | پيام هاي ديگران() |
||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|
||
|
▼
World....hold on
مهم نیست اگه فیسبوک نبود خیلی ها برام ایمیل نمیدادن،مهم اینه که فیس بوک هست و خیلیها برام پیغام گذاشتن...
مهم نیست که من تنهای تنهای تنهام، مهم اینه که وقتی نشستهام و میبینم ساعت اینجا ١٢ شد، تلفنم اشغال میشه و کلی پشتخطی و اس-ام-اس که از همهجای دنیا میاد
مهم نیست که امسال فهمیدم دستم نمک نداره، مهم اینه که خیلی از مگسها از دور شیرینی پریدن، و مهم اینه که من الآن یه حس جواد خوبی دارم که میگه: تاریخ تکرار میشه، من دوباره به دنیا میام، دوباره سال ببر و روز جهانی کار و کارگر... من حس جوادمو دوست دارم...
و باز هم، تولدم مبارک. ... ?reyrey | در ۱۳۸٩/٢/۱٠ | پیوند | پيام هاي ديگران() |
||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|
||
|
▼
تلویزیون جمهوری اسلامی ایران هم مثل ٩٩% افکار و رفتار آدمهاش فقط و فقط برای شوکه شدن و حرص خوردن خوبه! دو-سه روز پیش که تلویزیون رو روشن کردم که طبق معمول سیمپسونز ببینم، کانال ١ اومد (وقتی روشن میکنم خودش کانال ١ میاره و بنده بعدن میزنم ای-وی) دیدم که عکس ابراهیم گلستان رو داره نشون میده بعد با خوشحالی هرچه تمام تر بلند کردم صدای تلویزیون رو که بهتر بشنوم و ایول!!! بابا چه تلویزیونی...گلستان... آخ جون... که همون موقع عکسشو گذاشتن وسط ستاره ۶پر اسرائیلی و دوروبرشو پر جمجمه و تصاویر خندهدار مثلن شیطان پرستی و اینا کردن و شروع کردن به فحش دادن ....
من که کلن خشکم زده بود و افسردهگیم ١٠٠٠برابر شده بود حتا از فرط شوک نمیتونستم کانال رو عوض کنم یا چیزی بگم... و اون مجری چندش برنامه.. و اون کثافتهایی که میومدن حرف میزدن... وای وای وای وای....................... ...?reyrey | در ۱۳۸٩/٢/٩ | پیوند | پيام هاي ديگران() |
||||
|
|
|
|
||
|
|
|
|
||
|
▼
بیچاره!!!
فکر کنم فقط جماعت ایرانیه که اگه ببینه اونی که بهش میگه: دوست!!!! کمی شادٍ یا اینکه میگه از زندگیم راضیم، از حسادت میترکه و از هیچکاری برای توهین بهت و زمین زدنت دریغ نمیکنه... غافل از اینکه خودش بد زمین خورده که اینکار رو میکنه... بذار بقیه بگن بزرگی... بزرگی به قد و هیکل و سن نیست....هست؟ این جماعت تا ته تهشون فاسد و پوسیدهست....
... ?reyrey | در ۱۳۸٩/۱/٢٤ | پیوند | پيام هاي ديگران() |
||||
|
|
|
|
||